تنگه هرمز؛ اهرم راهبردی ایران در تغییر محاسبات آمریکا
گروه سیاسی دفاعپرس: تنگه هرمز سالهاست که در محاسبات امنیتی ایران جایگاهی فراتر از یک گذرگاه دریایی دارد؛ اما آنچه در تحولات اخیر اهمیت بیشتری پیدا کرده، تأکید صریح بر نقش این آبراه بهعنوان ابزاری برای تغییر محاسبات طرف مقابل است. آیتالله سید مجتبی خامنهای در پیام ۱۲ مارس ۲۰۲۶، در نخستین موضعگیری عمومی منتسب به خود پس از انتخاب به رهبری، اعلام کردند که «اهرم بستن تنگه هرمز باید همچنان مورد استفاده قرار گیرد». این عبارت، صرفاً اشارهای به اهمیت جغرافیایی تنگه نبود، بلکه بیانگر جایگاهی بود که این آبراه در راهبرد مقابله با فشارهای نظامی و سیاسی آمریکا و رژیم صهیونیستی پیدا کرده است.

در واقع، پیام رهبر انقلاب بر یک واقعیت بنیادین در معادلات منطقهای تأکید داشت: قدرت کشورها تنها از تعداد تجهیزات نظامی، حجم تسلیحات یا گستردگی پایگاههای آنها ناشی نمیشود؛ گاهی موقعیت جغرافیایی و توان اثرگذاری بر شریانهای حیاتی اقتصاد جهانی نیز میتواند به عاملی تعیینکننده در موازنه قدرت تبدیل شود. تنگه هرمز یکی از روشنترین نمونههای چنین ظرفیتی است؛ مسیری که بخش مهمی از انرژی مورد نیاز اقتصاد جهانی از آن عبور میکند و هرگونه اختلال در آن میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه خلیج فارس داشته باشد.
اهمیت این موضع زمانی بیشتر آشکار میشود که سخنان تازه باراک اوباما را در کنار آن قرار دهیم. رئیسجمهور پیشین آمریکا روز ۲۴ اکتبر ۲۰۲۶، هنگام انتقاد از عملکرد دونالد ترامپ در جنگ با ایران، گفت: «ایران اکنون بر تنگه هرمز حق وتو دارد؛ جایی که نفت از آن به بازار جهانی منتقل میشود.» او همچنین افزایش قیمت نفت، گازوئیل و سایر کالاها را از پیامدهای جنگ دانست و استدلال کرد که رویکرد نظامی دولت ترامپ، هزینههای اقتصادی گستردهای به آمریکا و دیگر کشورها تحمیل کرده است.
اهمیت این اظهارنظر در آن است که اوباما، فارغ از مواضع حزبی و اختلافاتش با ترامپ، به یکی از پیامدهای راهبردی جنگ اشاره میکند: تنگه هرمز به متغیری مهم در محاسبات آمریکا تبدیل شده است. تعبیر «حق وتو» که او به کار برد، اصطلاحی سیاسی برای توصیف قدرت اثرگذاری ایران بر جریان عبور انرژی است؛ قدرتی که میتواند تصمیمگیریهای اقتصادی و امنیتی واشنگتن را تحت تأثیر قرار دهد. این تعبیر به معنای وجود یک حق حقوقی رسمی برای ایران نیست، اما نشان میدهد که موضوع تنگه هرمز در ارزیابی پیامدهای جنگ، جایگاهی محوری پیدا کرده است.
این همان نقطهای است که میتوان میان تأکید پیشین رهبر انقلاب و ارزیابی امروز اوباما ارتباط برقرار کرد. رهبر انقلاب پیشتر از ضرورت استفاده از ظرفیت تنگه هرمز بهعنوان اهرم فشار سخن گفته بودند؛ اکنون اوباما از افزایش قدرت ایران برای اثرگذاری بر این آبراه و پیامدهای آن برای بازار جهانی انرژی صحبت میکند. تفاوت این دو موضع در جایگاه گویندگان و هدف سخنان آنهاست، اما هر دو به اهمیت راهبردی تنگه هرمز در معادله تقابل ایران و آمریکا اشاره دارند.
برای درک ابعاد این اهمیت، کافی است به حجم انرژی عبوری از این مسیر توجه کنیم. بر اساس دادههای آژانس بینالمللی انرژی، در سال ۲۰۲۵ بهطور متوسط روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت خام و فرآوردههای نفتی از تنگه هرمز عبور کرده است؛ رقمی معادل حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت و نزدیک به یکچهارم تجارت دریابرد نفت. بخش قابلتوجهی از تجارت جهانی گاز طبیعی مایعشده نیز به این مسیر وابسته است. بنابراین، هرگونه اختلال در عبورومرور دریایی این منطقه میتواند به افزایش هزینه انرژی، فشار بر صنایع و تشدید نگرانی در بازارهای جهانی منجر شود.
از سوی دیگر، اهمیت تنگه هرمز تنها در حجم انرژی عبوری خلاصه نمیشود. محدودبودن مسیرهای جایگزین و دشواری انتقال سریع حجم عظیمی از نفت از مسیرهای دیگر، این آبراه را به یکی از گلوگاههای اصلی اقتصاد جهانی تبدیل کرده است. به همین دلیل، تحولات امنیتی پیرامون آن بهسرعت در بازارهای انرژی منعکس میشود و دولتها، شرکتهای نفتی و مؤسسات راهبردی ناگزیرند وضعیت این گذرگاه را در محاسبات خود لحاظ کنند.
در چنین شرایطی، تأکید رهبر انقلاب بر استفاده از ظرفیت تنگه هرمز را باید در چارچوب راهبرد گستردهتر ایران برای افزایش هزینههای تقابل و تغییر محاسبات طرف مقابل فهم کرد. اهمیت این رویکرد در آن است که ایران میتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای اثرگذاری بر معادلاتی استفاده کند که پیامدهای آن صرفاً به میدان نظامی محدود نمیشود، بلکه اقتصاد جهانی و منافع قدرتهای فرامنطقهای را نیز در بر میگیرد.
از این منظر، سخنان اوباما را میتوان نشانهای از ورود مسئله تنگه هرمز به مرکز بحثهای سیاسی آمریکا درباره نتایج جنگ دانست. آنچه رهبر انقلاب پیشتر بر آن تأکید کرده بودند، اکنون در قالب نگرانی درباره پیامدهای اقتصادی و راهبردی جنگ در اظهارات یک رئیسجمهور پیشین آمریکا بازتاب یافته است. تنگه هرمز در این معادله، صرفاً یک گذرگاه دریایی نیست؛ بلکه نقطهای است که در آن جغرافیا، امنیت انرژی و قدرت سیاسی به یکدیگر پیوند میخورند و همین پیوند، آن را به یکی از مهمترین مؤلفههای راهبردی ایران در برابر آمریکا تبدیل کرده است.
انتهای پیام/381
