گردان تخریب - صفحه 6

گردان تخریب

«یادگاران» به خاطرات «شهید مجید پازوکی» رسید

این کتاب شامل یکصد خاطره کوتاه درباره شهید مجید پازوکی از دوران کودکی تا زمان شهادت به قلم افروز مهدیان است.
کد خبر: ۶۶۳۰۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۱۰/۲۳

بخش دوم و پایانی/ صادق کرمیار در گفت‌وگوی تفصیلی با دفاع پرس:

ماجرای هم‌سفره شدن سردار رشید و ژنرال عراقی/ وقتی بچه‌های گردان تخریب در شب عملیات اعتصاب کردند

شب عملیات کربلای ۵ بود. فرمانده گردان تخریب آمد گفت: بچه‌های گردان من اعتصاب کرده‌اند و گفته‌اند عملیات نمی‌کنیم. گفتیم «اعتصاب، گردان تخریب، شب عملیات؟»
کد خبر: ۵۰۴۵۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۰

بخش دوم/ گفت‌و‌گوی دفاع پرس با "محمدرضا جعفری" بسیجی تخریبچی؛

ماجرای سرگردانی شبانه در بیابان به جای اعزام به جبهه/ خیال کردم حاج همت، امام جماعت حسینیه است

شهید جعفری 40 دقیقه در سجده گریه می کرد. همین آدم وقتی مجروح شدم و به عملیات خیبر نرسیدم گفت "تو پاک شدی اگر بیایی شهید می شی و اگر نیایی می‌مانی" در صورتی که آن پاکی و مخلص شدن چیز دیگری بود که در حسین وجود داشت و در همان خیبر هم شهید شد و من ماندم.
کد خبر: ۴۹۰۳۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۴/۰۹

مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس فارس:

واحد تخریب، یک واحد گمنام بود/ سردار خورشیدی ناجوانمردانه به شهادت رسید و گمنام ماند

مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس فارس گفت: اعضای واحد تخریب همیشه جزء بهترین‌ها و گمنام‌ترین های جنگ بودند.
کد خبر: ۴۸۲۳۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۲۵

مجید جعفرآبادی در گفت و گو با دفاع پرس:

علاقه‌ام به شهید عاصمی مرا به گردان تخریب کشاند/ ماجرای مین‌گذاری اطراف کانال ماهی در عملیات کربلای۵

اگر در ابتدا با شهید عاصمی آشنا نشده و جذب گردان تخریب نمی‌شدم، به واحد مهندسی و رزمی می‌رفتم...
کد خبر: ۴۷۹۵۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۱۹

بخش اول/ گفت‌و‌گوی دفاع پرس با "محمدرضا جعفری" بسیجی تخریبچی؛

اولین تلاش برای اعزام به جبهه؛ از اعتصاب غذا تا مذاکره/ماجرای سرباز سنی که تعجب همه را برانگیخت

این رزمنده سُنی، نه‌تنها گوش راست‌اش بلکه گوش چپ‌اش هم آسیب دیده و خونریزی کرده بود. یعنی آ‌ن‌قدر آرپی‌جی شلیک کرده که گوش سمت چپ هم آسیب دیده بود. شب‌ها چفیه را مثل عمامه به سرش می‌بست و ذکر یا محمد(ص) و لااله‌الاالله می‌گفت و اعتقاد عجیبی هم به ائمه(ع) و ولایت فقیه داشت.
کد خبر: ۴۷۹۱۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۳/۱۹

آشنایی با فرماندهان دفاع مقدس(3)

شهید ناصر اربابیان فرمانده گردان تخریب لشکر ده سید الشهداء

در 22 آذر 1341 در تهران متولد شد. برادرش حاج محسن در مورد او می‌گوید: منزلمان آن روزها تا 3 یا 4 سال نارمک بود و از سال 45 به یوسف آباد نقل مکان کردیم. از کودکی نام امام و اوصافش را شنیده بودیم و برخی از افراد فامیل به دلیل مبارزه با رژیم طاغوت زندان هم رفته بودند.
کد خبر: ۴۵۲۸۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۲/۰۲

حماسه‌ کربلای پنج - 40/

تک و پاتک‌های پی‌در‌پی در عملیات کربلای 5 به روایت رزمنده گردان تخریب

همان لحظه‌ای که داشتیم مین‌ها را جمع می‌کردیم، درگیری شدیدی بین ما و دشمن در جریان بود. توپخانه‌های دشمن روی منطقه آتش می‌ریختند. من به اتفاق حاج‌کاظم و دیگر بچه‌ها تکیه داده بودیم به دیواره کانال که نمی‌دانم ترکشی از کجا آمد و خورد به ماهیچه‌ی پای راستم. درجا پایم خشک شد.
کد خبر: ۳۸۲۸۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۲۳

همرزم شهید عاصمی مطرح کرد:

علی؛ فرمانده بی بدیل میدان‌های مین بود/ رزمنده راه خدا خودی نمی بیند که از خود بگذرد

همرزم شهید عاصمی گفت: علی می‌گفت شهید شدن وظیفه است. ایثار یعنی از خود گذشتگی و می‌گفت رزمنده راه خدا خودی نمی‌بیند که از خود بگذرد و همه موظف هستیم دفاع کنیم.
کد خبر: ۳۷۵۴۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۱۲

11دی؛

مراسم سالگرد شهید علیرضا عاصمی برگزار می‌شود

سالگرد شهید علیرضا عاصمی، فرمانده تخریب قرارگاه کربلا در هشت سال دفاع مقدس برگزار خواهد شد.
کد خبر: ۳۷۰۴۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۱۰/۰۷

گفت‌وگوی دفاع‌پرس با رئیس مجمع پیشکسوتان تخریب کشور

اعضای گردان تخریب فدایی رزمندگان بودند/ در تابلوی هشت سال دفاع مقدس یک نقطه تیره هم نیست

تخریب‌چی‌ها شخصیت خاصی داشتند که مختص آنها بود. در جنگ تحمیلی به دلیل خطر همیشگی که همراهشان بود به شهادت نزدیک‌‌تر و همیشه در حال خودسازی و تعالی روح بودند.
کد خبر: ۳۱۳۲۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۲۷

شهیدی که همه هنرش برای خدا بود

شهید غلامرضا کاظمی یک پای نمایش‌هایی بود که در گردان برای شادمانی بچه‌های رزمنده برپا می‌شد و در این نمایش‌ها همیشه نقش اول بود و آنقدر شیرین کاری می‌کرد که از خنده روده بر می‌شدی.
کد خبر: ۱۵۵۱۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۱/۲۰

ماجرای مین گذاری کیلویی علمدار گردان تخریب لشکر 27 محمد رسول الله (ص)

با او شوخی کردیم و گفتیم: محسن، کارت تمام شد، فاتحه، تو هم پر. بعد از خدا حافظی، محسن عقب رفت و با چند نفر از بچه های تخریب آن نقطه را مین گذاری کردند و یکی دو نفر هم مجروح دادند.
کد خبر: ۴۷۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۲/۰۳/۲۴

پربیننده ها