اسارت - صفحه 57

اسارت

کسی را نکشید، من؛ وزیر نفت هستم

صدای رگبار مسلسلی را شنیدیم. تصور می‌کردیم که کشتاری آغاز شده است؛پس شهادتین خود را ادا کردیم. در همین لحظه مهندس تند گویان، با تصور این که در صورت معرفی خود جلو این کشتاررا خواهد گرفت، شجاعانه فریاد زد: «کسی را نکشید،من وزیر نفت هستم.» نیروهای دشمن، به محض شنیدن صدای مهندس، رگبار مسلسل را قطع کردند و ما دیگرصدای مسلسل را نشنیدیم، دقیقاً نمی‌دانستیم که چه اتفاقی افتاده است.
کد خبر: ۲۸۸۸۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۳۱

18 سال اسارت به حرف ساده است

دکتر محمدعلی کاکرودی: حسین لشکری هیچ‌وقت از یادمانمیرود، اسارت 18 ساله به حرف ساده است.
کد خبر: ۲۸۸۵۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۳۱

بخش اول/ ناگفته‌های سردار روزبهانی از ۱۱ سال اسارت در گفت‌وگوی تفصیلی با دفاع پرس

توصیه مرحوم ابوترابی برای رفع نیازها در اسارت/ ماجرای نهج‌البلاغه‌نویسی در اردوگاه‌های اسرا

دوران اسارت به نوعی دانشگاه بود؛ زیرا بین بچه‌ها صفا و صمیمیت خاصی وجود داشت؛ به نحوی که در کمک، از یکدیگر سبقت می‌گرفتند و نسبت به هم بی تفاوت نبودند.
کد خبر: ۲۸۸۰۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۴

آزاده «نعمت الله وردان» در گفت‌و‌گو با دفاع پرس روایت کرد

ماجرای آزاده‌ شهیدی که پیکرش پس از سال‌ها زیر خاک و آفتاب بودن، سالم ماند

روز آخر، زمان آزادی درگیری شد. در آن درگیری پیراینده شهید شد و پیکرش را در عراق دفنش کردند. سال 80 او را از خاک درآوردند. دیدن بدنش سالم است. عراقی‌ها گفتند: اگر بخواهیم این جنازه را سالم تحویل بدهیم، می‌گویند حتما تا الان نگه داشته‌اند و او را تازه کشته آند. بنابراین پیکر شهید را در آفتاب سوزان قرار دادند اما باز هم سالم ماند.
کد خبر: ۲۸۴۶۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۷/۰۲

در گفت‌وگوی خبرگزاری دفاع مقدس با آزاده سرافراز مطرح شد/2

افسر عراقی با دیدن رفتار حجت الاسلام ابوترابی، شیعه شد

حسن یوسفی: یکی از افسران عالی رتبه عراقی وقتی اخلاق حاج آقا را دیده بود، شیعه شد.
کد خبر: ۲۸۱۷۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۹

در گفت‌وگوی خبرگزاری دفاع مقدس با آزاده سرافراز مطرح شد/1

بعثی‌ها می‌گفتند اردوگاه‌های ما مثل بهشت است!

در زمان انتقال به اردوگاه، وقتی از مقصد سوال کردیم سرباز عراقی گفت: «به اردوگاه می‌روید. آنجا اسرای ایرانی بهترین شرایط زندگی را دارند. بهترین غذا در اردوگاه حاضر است. برعکس ایران که شرایط سختی برای اسرای ما فراهم کرده، اسرای ایرانی در کشور ما خیلی راحت هستند. اردوگاه مثل بهشت است.»
کد خبر: ۲۸۱۷۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۴

فرارهای ناموفق از زندان

یادم هست یک روز بچه گربه را از همین سوراخ ها کشیدم تو، حیوان دیگر نتوانست بیرون برود. به فرض می توانستی از ساختمان هم بیرون بروی، دورت سیم خاردار سبز می شد به ارتفاع سه متر. دریغ از یک درخت و بوته ی نیم متری یا هر چیز دیگر.
کد خبر: ۲۸۰۰۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۲۳

ما به خاطر فرار از مدرسه اومدیم جبهه!

یکی از بچه‌ها بلند شد و با لهجه‌های اصفهانی گفت: «جناب سرگرد، ما به خاطر فرار از مدرسه اومدیم جبهه، اسیر شدیم؛ حالا شما میخواین دوباره ما رو بکشونین مدرسه؟ نخیر، ما نیستیم.»
کد خبر: ۲۶۸۰۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۱

روایت «غلامرضا حسنی مقدم» از روزهای جنگ و اسارت

ماجرای نجات یافتن اسیر ایرانی توسط شیعیان عراق

دو بار توسط شیعیان عراق نجات یافتم، یک بار لحظاتی بعد از اسارت بود که می‌خواستند سرم را زیر تانک ببرند، یک بار هم در بیمارستان التموز.
کد خبر: ۲۶۶۶۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۰

در میزگرد خبرگزاری دفاع مقدس با حضور دو تن از اسرا مطرح شد

با قبول قطعنامه، بدون شلیک حتی یک گلوله ۷۰۰ اسیر دادیم

در آتش بس کسی دستور تیر نداشت. دستور اکید تیر اندازی نکردن بود. وقتی می‌گویند تیراندازی نکنید، دستور؛ تیراندازی نکردن است.
کد خبر: ۲۶۶۴۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۱

در میزگرد خبرگزاری دفاع مقدس و دو تن از اسرا مطرح شد/2

زندانبان های عراقی در مراسم امام فاتحه می‌خواندند

وقتی تصمیم گرفتیم که برای امام مراسم بزرگداشت برگزار کنیم فرمانده اردوگاه می‌گفت: «مگر می‌شود در کشور ما برای رهبرتان مراسم بگیرید؟!» به عراقی ها هم گفتیم شما هم می‌توانید شرکت کنید. جالب بود که خود عراقی ها می آمدند و فاتحه می‌خواندند.
کد خبر: ۲۶۶۲۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۱۱

در میزگرد خبرگزاری دفاع مقدس و دو تن از آزادگان مطرح شد/۱

سخنان آیت الله خامنه ای، عراق را مجبور به ثبت اسرا در صلیب سرخ کرد

در یکی از نماز جمعه ها حضرت آقا سخنرانی کردند و فرمودند: «اگر صلیب سرخ نمی‌تواند به اسرای ما رسیدگی کند بگذارد خودمان وارد عمل شویم. صدام شرایط سختی برای اسرای ایرانی فراهم کرده است.» بعد از این سخنرانی و بخاطر فشار های سیاسی مختلف، عراق آمار ما را به صلیب سرخ داد. قبل از آن هر کاری دوست داشتند می‌کردند.
کد خبر: ۲۶۶۱۱    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۰۹

یک آزاده:

هیچ آزاده‌ای هنگام اسارت، پرچم سفید بالا نبرد

علی نیاکانی گفت: اسرای دفاع مقدس یک تفاوت عمده‌ای با اسرای سایر جنگ‌ها داشتند و آن اینکه هیچ اسیری هنگام اسارت پرچم سفید بلند نکرد و با جسمی نیمه جان اسیر می‌شد.
کد خبر: ۲۶۳۰۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۰۵

نقشه فرار از اسارت به روایت یک آزاده

به این نتیجه رسیدیم که باید درست از وسط دو نگهبان راه فرار و عبور از سیم خاردار را در نظر بگیریم. به آسایشگاه برگشتیم، مسئله ی مهمی که ناگفته مانده بود، به نظرم رسید و آن این بود که موقع فرار دو عدد پتو همراه خود ببریم و از روی سیم عبورکنیم.
کد خبر: ۲۵۸۲۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۶/۰۱

مجتهدزاده:

الگوی استقامت آزادگان را باید به‌ وسیله هنر در جامعه رواج داد

رنج‌هایی که اسرا در دوران اسارت با تکیه بر ایمان و اعتقاد راسخ به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران تحمل کردند، باید به‌وسیله هنر در جامعه بازنشر داده شود تا راهی برای آیندگان باشد.
کد خبر: ۲۵۵۸۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۸

اطلاعیه اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مازندران بمناسبت سالروز ورود آزادگان

آزادگان گنج‌های ماندگار دوران اسارت هستند

اداره کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس مازندران در گرامیداشت سالروز ورود آزادگان اطلاعیه‌ای صادر کرد که در آن آمده است: 26 مرداد ماه 1369 روز آزادی پرستوهای عاشق از بند اسارت رژیم بعثی عراق است.
کد خبر: ۲۵۴۶۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۶

در گفت و گوی دفاع پرس با آزاده احمد رضایی روایت شد

به خنده افتادن افسر عراقی با دیدن تئاتر اسرا

افسران عراقی قانع نمی شدند که ما فقط تئاتر بازی می کنیم و شورشی در کار نیست. قرار شد با چند شرط برای عراقی ها تئاتر اجرا کنیم.
کد خبر: ۲۵۲۸۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۵

رئیس مجمع عمومی سازمان بسیج جامعه پزشکی کشور:

حماسه‌آفرینی آزادگان در دوران اسارت الگویی برای آیندگان است

حماسه‌آفرینی اسرای ایرانی در دفاع از انقلاب و ارزش‌های اسلام، درسی است که می‌تواند الگویی برای نسل آینده کشورمان باشد.
کد خبر: ۲۵۲۶۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۵

روایت طاهری‌نژاد از اسارت به دست بعثی‌ها

از شادی بعثی‌ها تا هلهله‌ی بصره‌ای‌ها

بعد از طی مسافتی و عبور از شهر خونگرم خرمشهر ما را وارد شهر بصره کردند. در تمام مسیر در میان نظامیان و چه در میان مردم ما را به نمایش گذاشتند و تا تواستند از ما بهره برداری سیاسی و تبلیغی کردند. در مسیر علاوه بر انجام حرکات نمایشی مانند رقصیدن و پایکوبی با تیراندازی هوایی و زخم زبان زدن و بعضا با پرتاب سنگ و چوب از ما استقبال کردند.
کد خبر: ۲۵۲۳۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۵

روایت جانباز قطع نخاعی از سال‌های اسارت

شکستن مهره‌های کمر با جسم قطع نخاع/ جانبازی که موش زخم‌هایش را خورد

در مقر یکی از فرماندهان ارشد بعثی، از ما خواستند که از پشت ماشین ایفا پیاده شویم. من نمی‌توانستم حرکت کنم و اتفاقاً ته ماشین بودم. دو سرباز عراقی آمدند دست و پای مرا گرفتند و به جلو پرتاب کردند. از ماشین افتادم پائین و مهره‌های کمرم شکست که البته کسی توجه نمی‌کرد و این شکستگی کم کم به طور کج جوش خورد.
کد خبر: ۲۵۲۳۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۳/۰۵/۲۵

پربیننده ها
آخرین اخبار