خواهر شهید معز غلامی خاطره جالبی درباره همرزمان شهید برادرش بیان کرد.
کد خبر: ۲۳۴۳۴۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۱۹
شهید صدر به نیروهای امنیتی که منزلشان را محاصره کرده بودند، آب داد.
کد خبر: ۲۳۴۳۲۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۱۹
اسیر عراقی آمده بود بالای سرم. داد زدم: «دستها را بگیر بالا، لعنتی میخواستی چکار کنی؟» ولی انگار اسیر عراقی میخواست چیزی بگوید، بالاخره به من فهماند که دوستم از خستگی سه شب و سه روز خوابش برده، نمیدانم چه باید بکنم، خیلی متعجب شده بودم.
کد خبر: ۲۳۴۰۵۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۱۶
آخرین باری كه شهید صفوی برای دیدن خانواده رفته بود، صحنه بسیار عجیبی اتفاق افتاد. هنگام خداحافظی، پسر كوچك این شهید بزرگوار به برادر بزرگترش گفته بود: بابا را ببوس كه میرود و شهید میشود و ما دیگر بابا را نمیبینیم.
کد خبر: ۲۳۳۴۱۵ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۰۷
مقام معظم رهبری در بیان خاطرهای از دوران دفاع مقدس فرمودند: همین تفنگی که توی فیلم دیدید روی دوش من است، کلاشینکف خودم است. الان هم آن را دارم. یعنی شخصی است و ارتباطی به دستگاه دولتی ندارد. کسی یک وقت به من هدیه کرده بود.
کد خبر: ۲۳۲۰۸۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۲۴
یکی از شبها که تمامی بچه ها توی سنگرهایشان استراحت میکردند، صدای گریهای توجه همه را به خودش جلب کرد. رفتیم بالای سرش. نشسته و زانوهایش را بغل کرده بود. گفت که خواب مسلم را دیده، توی خواب به او گفته: «بی معرفتها، چرا امانتی منو که جا مونده برام نمیفرستید؟»
کد خبر: ۲۳۲۰۴۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۲۴
عکس ذیل مربوط به اولین روز بعد از عملیات بدر است که قرار بود گردان ما یعنی مکانیزه با نفربر آب، مهمات؛ غذا و پلهای خیبری را برای ساخت سنگر به خطوطی که شب قبلش شکسته شده بود، به دست بچههای گردان پیاده برساند.
کد خبر: ۲۳۱۲۷۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۱/۱۰
یادداشت/ احمد دواتگر
خمپاره درست روی پای شهید قنبری فرود آمده بود. چشم چپش بوسیله ترکش از بین رفت. مصطفی آن شب بلافاصله شهید شده بود.
کد خبر: ۲۳۰۹۷۰ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۲۸
یکی از رزمندگانی که در عملیات خیبر شرکت کرده بود گفت: تعدادی از نیروهایی بسیجی داخل بالگرد ما بودند. یک نفر از آنها که بسیار نوجوان بود، نظرم را جلب کرد. از اسم و فامیل و محل زندگی او که پرسیدم، نشانی محلی را داد که خودم یک کوچه پایینتر در خانهای مستأجر بودم.
کد خبر: ۲۳۰۳۴۲ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۱۴
یکی از رزمندگان دفاع مقدس گفت: موقع کشتی با یکی از بچهها متوجه شدم سیلی از تانکها و ماشینهای عراقی به طرفمان میآیند. قضیه را به فرماندهی گزارش دادم. سریع دست به کار شدند و دستور تیراندازی دادند. عراقیها عقب نشینی کردند. اگر کمی دیرتر مطلع شده بودیم. ماجرا یک جور دیگر رقم میخورد.
کد خبر: ۲۳۰۳۳۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۱۴
به خاطر سرنگونی چرخبال عراقی در عملیات خیبر، چکی را به ستوانیار عبدالله نجفی دادند؛ اما عبدالله با یک دست، چک را گرفت و با دست دیگر آن را پس داد و گفت: «این مبلغ را بریزید به حساب جنگ.
کد خبر: ۲۲۹۸۴۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۱۱
هادی حجازیفر گفت: یادم است اولین مواجههام با آقای ملاقلیپور سر صحنه بود. روزی که برای تست گریم پشتصحنه رفته بودم، دیدم آقای ملاقلیپور با چند بازیگر معروف خیلیتند حرف می زد. آن لحظه گفتم خدا به داد من برسد.
کد خبر: ۲۲۹۲۱۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۰۸
خاطره/ احمد دواتگر
قبل از عملیات والفجر ۶ شرایط سختی را در منطقه سومار سپری کرده بودیم. یادم هست وقتی قرار شد از منطقه میمک و نفت شهر به سمت سومار حرکت نمائیم در ذهن تک تک بچه های گردان سومار منطقه ای تصور می شد که مملو از مارهای سمی خواهد بود که این نگاه برگرفته از اسم این منطقه بوده است با نگاه خاصی وارد منطقه جنگی سومار شده بودیم در حالیکه تصور می کردیم عملیات بعدی در این منطقه خواهد بود.
کد خبر: ۲۲۸۷۴۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۰۵
یکی از رزمندگان دفاع مقدس گفت: در جریان عملیات والفجر 8 یکدفعه گلوله توپی کنارمان اصابت کرد و گرد و خاکی بلند شد. همراه با انفجار گلوله، صدای همرزمم هم بلند شد که گفت: «وای گردنم، آخ گردنم، کمکم کنید!»
کد خبر: ۲۲۸۵۳۸ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۰۴
یکی از رزمندگانی که در عملیات خیبر حضور داشته است جزییات جالبی از روند این عملیات را روایت کرد.
کد خبر: ۲۲۸۱۷۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۲/۰۲
یکی از رزمندگان دفاع مقدس در خاطرهای ماجرای خوابیدن در کنار جسد یک عراقی را روایت کرد.
کد خبر: ۲۲۷۷۹۷ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۳۰
مجتبی صفری كه به حضرت امام توهين كرده بود، بعد از انقلاب ناپديد شد. بعدها معلوم شد به شهرش كرمانشاه برگشته و همانجا از اعتياد مرده است.
کد خبر: ۲۲۵۷۹۹ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۹
در سفری که آیتالله بهاءالدینی به شیراز داشتند طلبههای شیرازی از ایشان درخواست درس اخلاق کردند. آقا فرمودند: «بروید صیاد شیرازی شوید، اگر صیاد شیرازی شدید هم دنیا دارید و هم آخرت...»
کد خبر: ۲۲۵۵۹۶ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۱۸
فرمانده لشکر از جواد دلآذر میخواهد به خاطر جراحت زیاد به عقب برگردد؛ اما جواد تنها یک جمله را تحویل فرمانده میدهد و میگوید: «یک بار بر میگردم عقب، آن هم برای همیشه».
کد خبر: ۲۲۳۲۷۱ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۱/۰۵
رهبر معظم انقلاب درباره شهید نواب صفوی فرمودند: من شاید پانزده یا شانزده سالم بود که مرحوم نوّاب صفوی به مشهد آمد. مرحوم نواب صفوی برای من خیلی جاذبه داشت و به کلی مرا مجذوب خودش کرد. هر کسی هم که آن وقت در حدود سنین ما بود، مجذوب نواب صفوی میشد.
کد خبر: ۲۲۲۰۰۳ تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۱۰/۲۷