خاطرات - صفحه 27

خاطرات
مدیرکل حفظ آثار استان یزد:

خاطرات 40 هزار رزمنده یزدی گردآوری می‌شود

مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان یزد با تاکید بر اهمیت توجه به نشر ارزش‌های دفاع مقدس، گفت: خاطرات 40 هزار رزمنده یزدی گردآوری می‌شود.
کد خبر: ۵۵۷۴۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۸/۰۳

خاکریز خاطرات(9)

ماجرای خواب دیدن مادر یک شهید ....

ماجرای خواب دیدن مادر یک شهید ....
کد خبر: ۵۴۵۴۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۷/۱۵

به مناسبت هفته دفاع مقدس؛

خاطرات حضور طلاب استان سیستان و بلوچستان در جنگ بازگو می شود

به مناسبت سی و پنجمین سالگرد هفته دفاع مقدس تعدادی از روحانیون رزمنده استان با حضور در دانشگاه ها، مدارس، مساجد و ... خاطرات و دستاوردهای هشت سال جنگ تحمیلی را بیان می کنند.
کد خبر: ۵۳۰۵۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۲۶

وقتی مجبور شدیم با بعثی ها فوتبال بازی کنیم!

۲۹ مرداد ماه ۶۹ بود و از سه روز پیش تبادل اسرا آغاز شده بود. عراقی ها گفتند به مناسبت تبادل اسرای دو کشور باید با تیم ژاندارمری آنها مسابقه فوتبال بدهیم.
کد خبر: ۵۲۶۰۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۱۸

به مناسبت سالروز شهادت شهید کاوه

دستور عقب‌نشینی کومله‌ها چگونه بود؟

به مناسبت سالروز شهادت شهید محمود کاوه نگاهی به «کتاب کاوه» خالی از لطف نیست که کورش علیانی آن را نوشته و انتشارات روایت فتح آن را منتشر کرده است.
کد خبر: ۵۲۲۰۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۱۰

خاکریز خاطرات(9)

رفتار شهید رجایی با همسایه ها

رفتار شهید رجایی با همسایه ها چگونه بود؟....
کد خبر: ۵۲۱۳۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۱۰

مدیرکل حفظ آثار دفاع مقدس استان کرمانشاه خبر داد

تدوین تاریخ دفاع مقدس در استان کرمانشاه

مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس استان کرمانشاه گفت: به منظور تدوین تاریخ جنگ در استان، این اداره کل اقدام به انجام طرح های تحقیقاتی در خصوص مهاجرین جنگی و تدوین کتاب خاطرات فرماندهان نموده است.
کد خبر: ۵۱۹۸۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۰۸

با حضور سردار محمدی فرد؛

دفتر پیشکسوتان جهاد و مقاومت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس گیلان راه‌اندازی شد

دفتر پیشکسوتان جهاد و مقاومت استان گیلان با حضور رییس سازمان پیشکسوتان جهاد و مقاومت بنیاد حفظ آثار و نشر ارزش‌های دفاع مقدس افتتاح شد.
کد خبر: ۵۱۹۰۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۰۵

توزیع «نارنجک صلواتی»

پس از فتح چند سنگر از دشمن یکی از رزمندگان نارنجک‌های درون سنگرهای عراقی را جمع کرد و در قابلمه‌ای ریخت. درمعبر حرکت می‌کرد و بلند فریاد می‌زد «نارنجک صلواتی، نارنجک»؛ تا آن‌هایی که نیاز دارند خودشان را تجهیز کنند.
کد خبر: ۵۱۶۶۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۶/۰۱

گیوه های ابتکاری اسرا

معمولاً کفش های کتانی و دمپایی که به اسرا می دادند، با وجود این که یک رویه هم توسط اسراء از پارچه اضافه می شد اما دوام نمی آورد، کتانی ها را باید دور می انداختیم اما کفه ی دمپایی ها جمع آوری شده و رویه ی محکمی برای آن ساخته می شد.
کد خبر: ۵۱۳۰۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۲۶

فرازی از خاطرات سیدآزادگان حجت الاسلام علی‌اکبر ابوترابی در گفت‌وگو با 5 همرزمش

پارسایی که خاک پایش را می‌بوسیدند

«سید آزادگان» لقبی بود که مقام معظم رهبری به مرحوم حجت‌الاسلام علی‌اکبر ابوترابی دادند.
کد خبر: ۵۱۲۷۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۲۵

ماجرای تصاویری که نمی‌توانستم نبینم

هر بار که از ورودی شهر رد می‌شدم، انگار نمی‌توانستم این عکس‌ها را نبینم. و حتی بیش‌تر از این‌که من بخواهم، عکس‌ها وادارم می‌کردند که نگاه‌شان کنم.
کد خبر: ۵۰۹۹۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۹

مروری بر زندگی ورزشکار سمنانی، شهید «حسین غنیمت‌پور» شهید شاخص ورزشکار سال 93

ترکش خمپاره‌ای که در قلب حسین فرو رفت/ به او گفتم اگر در این عملیات شرکت کنی...

گفت:« بچه‌ها دارند با هم خداحافظی می‌کنند. من طاقت دیدن این صحنه‌ها را ندارم.» نگاهم را به چشم‌های قرمزش دوختم. حس کردم با دفعات قبل خیلی فرق دارد. گفتم:«حسین! به دلم افتاده اگر در این عملیات شرکت کنی...»
کد خبر: ۴۹۵۷۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۶

فرهنگ جبهه(3)

هدایا و پیشکشیها...

به رسم یادگار و به عنوان هدیه و پیشکش، آنچه که داشتند و برایشان هم عزیز بود، مضایقه نداشتند. این رسم در همه احوال و اوقات رایج بود؛ اما در شب عملیات به اوج خود می‎رسید.
کد خبر: ۵۰۷۳۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۴

یادگاری با ارزش از روزهای اسارت

برادران با مشاهده این که نگهبان رادیو خویش را داخل آن شبکه ها می گذارد تصمیم می گیرند روی شانه های یکدیگر سوار شوند تا سرانجام نفر آخر رادیو را از داخل شبکه پایین بیاورد و برای این کار شروع به تمرین می کنند.
کد خبر: ۵۰۶۱۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۲

ماجرای شهادت یکی از اسرا به دست کومله

خواب بودیم که ناگهان سر و صدای ورود تعداد زیادی اسیر جدید ما را از خواب پراند. آنها اول توی اتاق دیگری جا دادند؛ اما بعد از چند روز همه ما را یکجا جمع کردند...
کد خبر: ۵۰۴۶۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۱۱

این مدل جبهه ای است!

همان جا دم در با پوتین از فرط خستگی خوابش برده بود. نشـستم و بند پوتین هایش را باز کردم. می خواستم جوراب هایش را در بیاورم که بیدار شد...
کد خبر: ۵۰۴۱۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۰۸

وقتی شهید بابایی پوتین‌هایش را واکس نزده بود!

نصف شب رفتم آسایشگاه تا وضعیت انضباطی سربازها رو چک کنم؛ همین طور که داشتم تو تاریکی قدم می زدم چشمم به پوتین های یک سرباز افتاد که واکس نزده و خاکی کنار تختش افتاده بود...
کد خبر: ۵۰۳۶۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۰۸

با این اوضاع عجیب، "علی" چطور درس می‌خواند!

اوضاع و احوال زندگیمان خیلی عجیب و غریب بود. مانده بودم که چطور علی توی اون اوضاع، درس و مشق انجام می داد!
کد خبر: ۵۰۲۸۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۰۷

فرهنگ جبهه(1)

تابلو غرور ممنوع...

بعد از عملیات، وقتی بچه‌ها به مقر قبلی خود بازمی‎گشتند، طبعاً تا مدت‌ها نقل مجلس و محفلشان، حرف و بحث و خاطرات تلخ و شیرین مربوط به عملیات بود.
کد خبر: ۵۰۲۱۶    تاریخ انتشار : ۱۳۹۴/۰۵/۰۶

پربیننده ها