حماسه کربلای پنج-11/ روایت زندگی سردار شهید "سیدمحمد ابراهیمی"
شهیدی که با پیام امام خمینی(ره) تصمیم به ازدواج گرفت
پسر بزرگ خانواده بود. پدر و مادرش دوست داشتند او را در لباس دامادی ببینند. هر وقت از مرخصی میآمد لیستی از دخترهای فامیل و در و همسایه برایش قطار میکردند. اما تلاشها و اصرارهایشان بی فایده بود. هر بار میگفت: الان جنگ است. سرنوشت ما به جنگ بسته است. آمادگیش پیدا کردم خبرتان میکنم.

به گزارش گروه استانها دفاع پرس، سردار شهید "سیدمحمد ابراهیمی سریزدی" معاون عملیاتی تیپ مستقل 18 الغدیر یزد بود.
آسمی که محمد را به آستانه مرگ برد
سید محمد از اهالی انار است. در کودکی تنگی نفس داشته است. روزی که دکتر به آن شهر میآید، محمد را به او نشان میدهند. دکتر میگوید محمد "آسم" دارد و قرصی به خانواده او میدهد تا هر بار ربع آن به او بدهند. اما خانواده متوجه نمیشود و یک قرص کامل به او میدهند. سید محمد پس از مدتی رنگ و رویش عوضش میشود. دکتر را صدا میزنند. دکتر میآید و دوباره قرصهایی برای مداوا میدود. دکتر وقتی به خانه میرود به همسرش میگوید بچه امشب میمیرد. مادرش میگوید سیدمحمد آن شب حالش خیلی خراب شد. چند بار تا سرحد مرگ رفت اما دست تقدیر این بود که پسرم زنده بماند و در راه خدا شهید شود.
لینک کپی شد
نظر شما


