به روز شده در: ۰۷ آبان ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۵
حماسه‌ کربلای پنج-28/ مشخصه‌های عملیات کربلای ۵ از نگاه سرلشکر غلامعلی رشید (2)
پیروزی در عملیات کربلای ۵ علاوه‌ بر دستاوردهای سیاسی از سوی ناظران و تحلیل‌گران خارجی به معنای برتری نظامی ایران بر عراق ارزیابی شد.
کد خبر: ۳۶۹۵۳
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۳۹۳ - ۱۱:۲۶ - 10January 2015

پیروزی در کربلای ۵، بیانگر برتری نظامی ایران بود/ برخی نظرخواهی‌ها موجب تردید فرماندهان شد

به گزارش سرویس حماسه و جهاد دفاع پرس، سردار سرلشکر غلامعلی رشید، جانشین رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، در تاریخ ۶ اسفند ۱۳۹۲ در جمع تعدادی از پیشکسوتان جهاد و شهادت، سخنرانی مهمی با عنوان «عملیات کربلای ۵، مشخصههای تاکتیکی و تأثیرات راهبردی» داشته که در این سخنرانی نکات مهمی را در خصوص عملیات کربلای ۴ و ۵ عنوان کردند. به همین خاطر در آستانه سالروز این عملیات خبرگزاری دفاع مقدس بخش دوم و پایانی از متن کامل این سخنرانی را در ذیل منتشر می کند:

بدون خلاقیتهای تاکتیکی، غلبه بر دشمن امکانپذیر نبود
با این توضیحی که عرض کردم، دقت بفرمایید که بدون خلاقیتهای تاکتیکی، غلبه بر استحکامات دشمن امکانپذیر نبود؛ استحکاماتی که بهگفته فرماندهان عزیز ارتش و سپاه و ناظران بیرونی و خارجی و حتی فرماندهان ارتش عراق، مستحکمترین خطوط دفاعی ارتش عراق در طول جنگ و در کل خطوط دفاعیاش، بود.

البته موفقیت لشکر ۱۹ فجر و پیروزی بچههای فارس و لشکر ۵۷ ابوالفضل(ع) و بچههای لرستان در عملیات کربلای ۴ که موفق شده بودند خط اول دژ مستحکم ارتش عراق را در شلمچه بشکنند، نکتهای بود که در حقیقت به عنوان نقطه ثقل طراحی عملیات در ذهن آقا محسن جا گرفته بود.

عراق در آستانه عملیات های کربلای ۴ و ۵ بهدنبال حمله به فاو بود

تصمیمگیری در شرایط بسیار دشوار و بحرانی است که هنر فرماندهان جنگ را نشان میدهد زیرا دشمن بعد از شکستش در عملیات فاو دائماً مترصد فرصتی بود که به فاو حمله کند و فاو را بازپسگیری کند و بتواند موازنه قوا را به سود خودش تغییر دهد، شواهد و قرائنی که ما در آستانه عملیات کربلای ۴ و ۵ داشتیم مشخص میکرد که دشمن بهدنبال طراحی و حمله به فاو است.

عزیزی که در رأس یکی از قوا است گفته تصمیم انجام کربلای ۵ از سوی آقای هاشمی گرفته شد

در چنین شرایطی تصمیمگیری برای انجام عملیات با تضمین پیروزی، با تردید و دشواریهای بسیار زیادی روبهرو بود، با این حال معتقدم که سرانجام از سوی آقا محسن این تصمیم گرفته شد.

حالا گفته شده و عزیزی هم که الآن در رأس یکی از قوای مملکت است چند سال قبل فرمودند که این تصمیم از سوی آقای هاشمی رفسنجانی گرفته شد، من احترام قائلم برای آقای هاشمی رفسنجانی، ولی حقیقتاً آن تصمیم از سوی آقا محسن گرفته شد.


جلسه فرماندهان مثل مجلس شورای اسلامی اداره می شد

ما جلسهای تاریخی در روز ۱۷ هفدهم، ساعت ۱۰ شب، داریم که آقای هاشمی تشریف بردند و جلسه با فرماندهان در قرارگاه خاتم، از ۱۰ شب تا ۳ بامداد، ۵ ساعت تمام، شروع شد ولی فضای حاکم بر جلسه که یک جلسه بسیار مهم نظامی بود و بنا بود که ما فردا شب آن عمل کنیم، مثل مجلس شورای اسلامی اداره میشد.

نظر خواهی های مکرر هاشمی موجب تردید فرماندهان شد

معلوم بود که آقای هاشمی دائم نظرخواهی میکند، البته ایشان در خاطراتشان نوشتند که من چشمم از عملیات کربلای ۴ که شکست خورده بودیم، ترسید لذا دائم داشتم سؤال میکردم که خوب آقای عزیز جعفری نظر شما چیست؟ میگفت، آقای غلامپور نظر شما چیست؟ آقای ایزدی نظر شما چیست؟ دوباره برمیگشت که خوب آقای عزیز جعفری نظر شما چیست؟ آنقدر نظرخواهی کرد که آقا محسن به تردید افتاد و تردید در وجود فرماندهان سایه افکند، که ساعت دو بامداد آقا محسن آمد تا این گره را حل کند و جناب آقای هاشمی را از تردید در تصمیمگیری بیرون بیاورد.

من از همین کتاب آقای هاشمی این نکات را نقل میکنم: «آقا محسن درآمد گفت که آقای هاشمی اصلاً امشب جزء عملیات است، جزء عملیات محسوب میشود، چنانچه بگوئیم عمل نشود، خود این یک شکست است، از قبل نمیبایستی میشد، ولی حالا که شده یک وضع خاص و اضطراری داریم، با این وضع که در این جلسه برخورد شده روحیات اینها، منظورش فرماندهان به هم میخورد.

اینها (فرماندهان) باید بروند دنبال کارهایشان، آخر شما (خطاب به آقای هاشمی) چرا اینطور برخورد میکنید؟! با شرط که نمیشود که فرماندهی کرد، شما مرتباً میگوئید اگر اینطور شد، اگر آنطور شد، این یک بلبشوئی میشود در شب حمله، فردا لشکر میگوید آقا، آقای هاشمی فرمودند اگر بشود- اگر نشود، پس این سیستم فرماندهی ما به هم میریزد، ما که نمیتوانیم اینطوری کار کنیم، شما مشورتهایتان را کردهاید و باید به یک طریقی از این گردونه خارج شویم، بنشینیم و تصمیم بگیریم و اعلام کنیم.»

 البته اینجا یک نکتهای آقای سنجقی و یک نکته آقای عراقی گفتند که آن درست در جهت تأیید فرمایشات آقا محسن بود، این دو عزیز گفتند که آقای هاشمی دیگر فکر میکنیم کفایت میکند؛ شما دو بزرگوار یک خلوتی کنید و بعد اعلام کنید.

لذا در جلسه قطعی نیم ساعته ای اتفاق افتاد و به دنبال آن آقامحسن و آقای هاشمی رفتند و با هم خلوتی کردند. آقای درودیان، راوی بود و گفت که به من فرمودند تو هم برو بیرون. حالا نمیدانم که ضبطش را گذاشته و یا نه؟ و اینکه در این نیم ساعت چه گذشت خبر ندارم ولی بعد از نیم ساعت دوستان آمدند و نشستند.

فقط آقا محسن حق دارند عملیات را متوقف کنند


 آقای هاشمی فرمودند که آقایان ما مشورت کردیم و با توجه به همه اظهاراتی که شده، نظرمان چربید که انشاءالله فردا عملیات انجام شود؛ فرماندهی هم با آقای محسن رضایی است که اینجا حضور دارند.

اگر وضع فوقالعادهای پیش نیاید ایشان عملیات را حتماً انجام میدهند، اگر ایشان تشخیص دادند که باید متوقف کند، ایشان این حق را دارند که متوقف کنند، فقط ایشان این حق را دارند.

من معتقد هستم این مذاکرات که بهطور کامل هم در کتاب آقای هاشمی در اوج دفاع از نواری که در اختیار سپاه بود پیاده شده، این را اثبات میکند که حقیقتاً آقا محسن جلسه را نجات داد و تصمیم گرفت.

پیروزی در عملیات کربلای ۵ به معنای برتری نظامی ایران بر عراق ارزیابی شد

نکته پنجم: عرض کنم که برتری نظامی ایران بر عراق یکبار دیگر به اثبات رسید زیرا غافلگیری تاکتیکی دشمن به ترتیبی که عرض کردم پیش آمد و فرصت پیشروی در استحکامات دشمن توسط قوای خودی بهدست آمد.

پیروزی در عملیات کربلای ۵ علاوه بر دستاوردهای سیاسی از سوی ناظران و تحلیلگران خارجی به معنای برتری نظامی ایران بر عراق ارزیابی شد.

نکته ششم: اینکه قدرت دفاعی عراق مورد تردید جدی حامیان عراق قرار گرفت؛ زیرا معتقدم از آبگرفتگی تا مثلثیهای پشت کانال زوجی ۹ رده دفاعی پشت سر هم بود یعنی با محاسبه نهر «دو ایجی» و نهر «جاسم» تعداد ۹ ردهدفاعی وجود داشت و عراق هم همه جا پیش حامیان خودش گفته بود ایرانیها که سهل است، هیچ ارتشی نمیتواند این خطوط مستحکم دفاعی را بشکند.

اما ما این خطوط دفاعی را شکستیم که عبور قدرتمندانه ما از این استحکامات و پیشروی به سمت بصره باعث شد قدرت دفاعی عراق در میان حامیان خودش مورد تردید قرار گیرد.



 

عراقیها کم آورند و به سراغ جنگ نفتکشها رفتند

لذا عراقیها کم آورند و رفتند سراغ جنگ نفتکشها؛ جنگ نفتکشها بعد از عملیات کربلای ۵ و در سال ۶۶ شروع شد که باید پای خاطرات فرماندهان نیروی دریایی ارتش و سپاه نشست زیرا جنگ بسیار گستردهای است و بیشترین جنگ را در همین ایام، یعنی در سال ۶۶ انجام دادند.

دلایل تصمیم عراق و حامیانش بر خاتمه یافتن جنگ

امریکا و حامیان عراق در منطقه بهشدت نگران  شدند و این ملاحظاتی که میخواهم عرض کنم نقش مؤثری در تصمیمگیری حامیان عراق برای خاتمه دادن به جنگ داشت؛ آنها در این ۱۴ ماه که عرض کردم، میدیدند که:

۱- ایرانیها فاو را گرفتند ۲- ایرانیها مهران را گرفتند ۳- ایرانیها استراتژی دفاع متحرک ارتش عراق را شکست دادند ۴- ایرانیها عملیات کربلای ۵ را انجام دادند و در شرق بصره پیشروی کردند ۵- مینوشتند ایرانیها در ۵ مایلی بصره هستند ۶- تردید به وجود آمده در حامیان عراق نسبت به قدرت عراق  ۷- پیروزی ما در کربلای ۵ و اثبات برتری نظامی ایران بر عراق و این که عراقیها سراغ جنگ نفتکشها، رفتند.

مجموعه این مسائل باعث شد که نهایتاً قطعنامه ۵۹۸ در آغاز سال ۶۶ توسط شورای امنیت صادر شود و برای نخستینبار به بخشی از خواستههای ملت ایران توجه صورت گیرد.

من یادم هست آن موقع کارشناسان نظامی روسی و آمریکایی نوشتند که این عملیاتها، فاو، کربلای ۵، مهران، شکست استراتژی دفاع متحرک ارتش عراق، نشان داد که اگر به نیروهای مسلح ایران فرصت داده شود میتوانند در یک رشته عملیات به هم پیوسته ارتش عراق را متلاشی کنند، یعنی هشدار میدادند.

پیروزی در فاو روند جنگ را به سود ایران تغییر داد

ببینید عملیات کربلای ۵ بعد از پیروزی ما در فاو نقش سرنوشتسازی در تغییر روند جنگ به سود ایران داشت و در نتیجه موقعیت سیاسی- نظامی ایران را ارتقاء بخشید، این یک نکته، نکته دوم برتریهای تاکتیکی ما در عملیات کربلای ۵ بود.

خوب دقت بفرمایید، برتریهای تاکتیکی ما در عملیات کربلای ۵ و دستاوردهای سیاسیـ نظامی ما نکته مهمی را اثبات کرد و آن این بود که مسئله اصلی برای کسب پیروزی بر دشمن آن هم در خاک دشمن، برخورداری از امکانات بیشتر و پشتیبانی لازم است که به صورت کامل فراهم نشد.

این را بپذیریم، روز هفتم بهمن است و ۱۶ تا ۱۷روز از عملیات گذشته، آقا محسن فرمودند که به همراه برادر عزیزمان آقای رفیقدوست فکر کنم؛ آقای سنجقی و آقای باقری هم بودند که بروید تهران و به حضرت امام بگویید ما این امکانات را نیاز داریم.

حالا ما چه نوشته بودیم، من سند آن را دارم، ۱۰۰ دستگاه تانک، ۱۰۰ دستگاه نفربر، ۱۰ گردان توپخانه، ۳۰ قبضه شلیکا که روی شنی است، اینها را ما از ارتش طلب داریم.

خوب ما بلند شدیم و رفتیم تهران و رفتیم در جلسه شورای عالی دفاع شرکت کردیم، فکر کنم روزی بود که میخواستند مرحوم شهید ستاری را به فرماندهی نیروی هوایی ارتش منصوب کنند، چون کنار دست آقای رفیقدوست نشسته بودم و به من فرمودند که تو بهجای آقا محسن آمدی در جلسه تو هم حق رأی داری که ما هم به شهید ستاری رأی دادیم.

عرض کنم که آنجا یک گزارشی دادیم از عملیات کربلای ۵ که فکر کنم برادر عزیزمان امیر موسوی قویدل هم آمده بود تا از عملیات کربلای ۶ و غرب کشور گزارشی بدهد ولی چون گفت وقت نیست، جلسه را ترک کرد و رفت.

ما فردایش رفتیم در مجلس و در حضور آقای هاشمی در جلسه قرارگاه خاتم درخواستهایمان را مطرح کردیم، برادر عزیزم امیر حسنی سعدی هم که فرمانده نیروی زمینی ارتش بود، در جلسه گفتند ما نمیتوانیم و دلیل آوردند و گفتند قادر نیستیم این امکانات را در اختیار سپاه قرار دهیم، چون خودمان گرفتار مشکل میشویم؛ راست میگفت چون خودشان هم در کربلای ۶ عملیات داشتند.

ما روز بعد از آن به همراه آقایان رفیقدوست و سنجقی و همین طور فکر میکنم آقای باقری، رفتیم منزل حضرت امام پیش مرحوم حاج سید احمد آقا، آنجا نماز خواندیم.

گفت برای شما وقت میگیرم تا برای دستبوسی پیش حضرت امام(ره) بروید، درست به ما زمانی وقت دادند که امام نمازش تمام شده بود و سجادهاش زیر بغلش بود؛ ما رفتیم، آقای رفیقدوست من را معرفی کرد و به اندازهکف دست کاغذی داشتم که نوشته بودم تعداد ۱۰۰ دستگاه تانک، ۱۰۰ دستگاه نفربر و ۱۰ گردان توپخانه و ۳۰ قبضه توپ شلیکا نیاز داریم.



 

مسامحه در تأمین اقلام سپاه ممکن است فاجعه به بار آورد

امام فرمودند من دستور آن را به احمد خواهم داد، بلافاصله هم دستور اتفاق میافتد و مرحوم احمد آقا ابتکار جالبی را به خرج میدهد و این را تبدیل به تلفنگرام میکند :«حضرت امام، فرمانده کل نیروهای مسلح، رزمندگان کربلای ۵ به این امکانات نیاز دارند. فرزند شما محسن رضایی»

حضرت امام خمینی(ره) هم ذیل آن خطاب به حضرت آقا بهعنوان رئیسجمهوری آن موقع و آقای هاشمی مرقوم فرمودند:

«با وضعیت بسیار خطیری که با آن مواجه هستیم شرعاً و عقلاً لازم است برای رساندن مایحتاج رزمندگان جانبرکف کربلای ۵ سریعاً اقدام شود، مسامحه در این امر یک فاجعه، خدای نخواسته ممکن است به بار آورد.

والسلام علیکم و رحمتالله
۱۱ بهمن سال ۱۳۶۵

روحالله الموسوی الخمینی»

عرض کنم که این دستور شد و رسید به آقای هاشمی؛ آقای هاشمی هم به عنوان فرمانده عالی جنگ از سوی قرارگاه مرکزی خاتم ابلاغ کردند ولی خوب ارتش گرفتاری داشت و من هم بعدها به این نتیجه رسیدم، گیرم که این امکانات را به ما میدادند، ما چهکار میتوانستیم کنیم؟

بله همه فرماندهان ما میگفتند که اگر دو تیپ زرهی و مکانیزه چابک داشته باشیم تا کانال زوجی به سرعت میرویم؛ اما چنین امکاناتی موجود نبود؛ ارتش هم امکانات عجیبوغریبی که نداشت؛ ارتش هم در طول جنگ امکاناتش کاهش پیدا میکرد زیرا هر روز که میگذشت یک امکانی، تانکی، نفربری، هواپیمایی و چیزی کم میشد ولی خوب امیر حسنی سعدی به این نتیجه رسیده بود که نمیشود این امکانات را به سپاه بدهیم.

به هین خاطر رفته بود پیش آقا و بعدش هم رفته بود خدمت حضرت امام و گفته بود که ما نمیتوانیم این امکانات را در اختیار قرار دهیم.

مسئله اصلی برای کسب پیروزی بر عراق برخورداری از امکانات و پشتیبانی لازم بود

میخواهم یک نتیجهای بگیرم و آن این که مسئله اصلی برای کسب پیروزی بر این دشمن در درون خاک خودش، برخورداری از امکانات و پشتیبانی لازم بود، موضوعی که بهصورت کامل در هیچکدام از این عملیاتها تأمین نشد.

نکته سوم: پیروزیهای عملیاتی در جنگ گرچه دستاوردهای سیاسی و نظامی خود را به همراه دارد ولی بدون شکست کامل نظامی دشمن پیروزی قطعی قابل دستیابی نیست.

نکته چهارم: که دقت بفرمایید که نکته بسیار مهمی است و همین نتیجه بحث من در همین نکته نهفته است؛ ما باید میان توانایی دفاعی و قدرت تهاجمی توازن داشته باشیم، ما در داخل کشور که با عراقیها میجنگیدیم یک قدرت دفاعی داشتیم، به درد مقاومت و آزادسازی سرزمینهای اشغالیمان میخورد.

موقعی که بعد از فتح خرمشهر در خاک عراق پا گذاشتیم، قدرت آفندی و تهاجمی داریم، در صورتی که باید میان این دو توانایی دفاعی و قدرت تهاجمی، یکی برای دفاع و آزادسازی مناطق اشغالی و یکی برای پیشروی نظامی در خاک عراق برای سقوط صدام تفاوت قائل می شدیم که تفاوت قائل نشدیم یعنی این، دو نوع جنگ را میطلبد، یکی قبل از فتح خرمشهر و یکی هم بعد از فتح خرمشهر.

یک پرسش مهم دیگر؛ ایران پس از فتح خرمشهر، برای هدفگذاری و تصمیمگیری راهبردی که در داخل خاک عراق حرکت می کند چه محاسبهای از توان نظامی و منابع موجود خودش داشت؟ ارزیابی ایران از چالشهای احتمالی اساسی پیشروی برای دستیابی به پیروزی بر دشمن با محاسبه نیات، اهداف و قدرت نظامی عراق چه بود؟

آیا ما نباید بین دو مرحله از جنگ، ماقبل فتح خرمشهر و مابعد فتح خرمشهر تفاوت قائل میشدیم؟ برای ادامه جنگ تا پیروزی نهایی که این شعار امام و شعار رزمندگان اسلام بود، نباید هدفگذاری، تصمیمگیری و اقدام میکردیم؟ و سؤالات زیاد دیگری که وجود دارد.

 

پروژه واکاوی پایان جنگ به دستور رئیس ستاد کل نیروهای مسلح در حال انجام است

سه سال پیش آقا محسن نامهای نوشت به ستاد کل و در آن نامه نوشته آغاز جنگ به حد کافی تبیین شده، تداوم جنگ بعد از فتح خرمشهر به حد کافی توضیح داده شده و تبیین شده، اما پایان جنگ ابهامات زیادی وجود دارد، ما خواهش میکنیم از شما رئیس ستاد کل، آقای دکتر فیروزآبادی، این را تحت عنوان یک پروژهای بحث کنیم، حالا این پروژه را تحت عنوان واکاوی پایان جنگ به اینجانب سپردند که دو سال است داریم روی آن کار میکنیم.

از نامه رضایی در پایان جنگ دفاع می کنم

این سؤالات بیشتر متأثر از آن بحث است که ما پاسخ بدهیم. من از همینجا عرض کنم که من از نامه آقای محسن رضایی در پایان جنگ، اشهد بالله دفاع میکنم زیرا نامهاش، نامه منطقی نظامی است؛ دارد میگوید اگر پیروزی نظامی نهایی را بر ارتش عراق میخواهید این امکانات را بدهید.

چون امکاناتی که در ارتش و سپاه سال ۶۶ و ۶۷ داشتیم به درد ماقبل فتح خرمشهر و مقاومت میخورد یعنی به درد یک قدرت دفاعی و آزادسازی مناطق اشغالی میخورد نه به درد حرکت کردن و تصرف بصره، سلیمانیه، کرکوک و بغداد.

باید تغییری اساسی در خودمان بدهیم؛ آیا قدرت نظامی ایران با مشخصه و صبغه مردمی که در آن تأکید میکنم و کارکرد دفاعی آزادسازی، با اهداف راهبردی ایران پس از فتح خرمشهر مبنی بر تصرف سرزمینهای استراتژیک در داخل خاک عراق و سقوط صدام نسبتی داشت؟هرگز.

آیا ما نیازمند تخصیص منابع بیشتری پس از فتح خرمشهر برای تجهیز نیروهای نظامی هم ارتش و هم سپاه و انجام چند عملیات تهاجمی بزرگ و سرنوشتساز در درون خاک عراق بهطور همزمان نبودیم؟ چرا ما از قدرت دفاعی و آزادسازی سرزمینهای اشغالی در برابر دشمن خارجی، یعنی ماقبل فتح خرمشهر و برقراری ثبات سیاسی –امنیتی در برابر تهدیدات داخلی برخوردار هستیم ولی از مشخصههای لازم یک قدرت تهاجمی برای انهدام کامل ارتش عراق و مراکز ثقل این کشور برخوردار نبودهایم؟ روی این پرسشهای اساسی باید کار کرد.

آیا کارکرد و مشخصههای قدرت نظامی برآمده از یک انقلاب مردمی بیشتر با اهداف دفاعی آزادسازی تناسب دارد و برای یک جنگ تهاجمی و طولانی در خاک دشمن مناسب نیست؟ آیا نباید تغییرات اساسی در نیروهای نظامی خودمان برای نوع جنگ تهاجمی در داخل خاک عراق ایجاد میکردیم؟

پیروزی نظامی در جنگ تعاقبی و تهاجمی، یعنی نوع جنگی که ما بعد از فتح خرمشهر اتخاذ میکنیم و میرویم درون خاک عراق، مثل عملیاتی مثل کربلای ۵، مثل فاو، به امکانات بیشتری نسبت به جنگ دفاعی و آزادسازی در داخل مرزهای کشور نیاز دارد و در واقع اساساً جنگ طولانی و تهاجمی و تعاقبی در داخل خاک عراق نیازمند ساختار، سازمان، آموزش و امکانات مناسب خودش است.

موضوعی که ما در هیچکدام از اینها تغییر حاصل نکردیم چون خواستیم با همان رویکرد قبلی و با همان تاکتیکها و با همان آموزش و با همان ساختاری که در کشور وجود داشت و با همان سازمان و امکانات موجود ارتش و سپاه می خواستیم اهداف بزرگ استراتژیک را در داخل خاک عراق بهدست بیاوریم، معلوم است که نمیشود.  

ایران از تجهیز نیروهای نظامی با رویکرد تهاجمی خودداری میکند

به نظر میرسد کشور انقلابی ایران و نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به دلیل قدرت برآمده از تحول عمیق سیاسی –اجتماعی و تأثیر آن در شکلگیری قدرت دفاعی مردمی در برابر دشمن متجاوز و بهدلیل اهتمام آنها به اولویتهای دیگری مانند اولویتهای مردم، نیازهای مردم، توجه به بعد توسعهنیروی انسانی، از تجهیز و سازماندهی نیروهای نظامی بهصورت گسترده و با رویکرد تهاجمی خودداری میکند.

بعد از فتح خرمشهر تابلو استراتژی نظامی را پایین آوردند


شش سال جنگ در درون خاک عراق این را به ما اثبات کرد که اولویتهای دیگری برای نظام و دولت ما وجود داشت یعنی اولویت آن جنگ نبود؛ بعد از فتح خرمشهر تابلو استراتژی نظامی را پایین آوردند بدین معنی که جنگ- جنگ تا یک عملیات بود و جنگ –جنگ تا پیروزی یا جنگ –جنگ تا رفع فتنه نبود لذا برای آن کمتر تلاش میکنند و بهدنبال توزیع عادلانه منابع هستند و این هم بهدلیل جهتگیری انقلابی و اسلامی دولتها در جمهوری اسلامی ایران صورت می گرفت.

من یک مقایسه خیلی کوتاهی خدمت شما عرض کنم و بحثم را تمام کنم؛ در همین نکته ببینید از سال۵۰ تا ۵۷ قبل از پیروزی انقلاب اسلامی حدود ۶۵ الی ۷۰ درصد بودجه دولت صرف امور دفاعی و عمومی شده و ۲۵ درصد نیز به توسعه انسانی اختصاص پیدا کرده است.

حالا بعد از انقلاب از ۵۷ تا ۶۳ یعنی وسط جنگ، برای امور دفاعی و عمومی ۴۰ درصد بودجه دولت هزینه میشود و این رقم در سال ۷۱ به ۳۰ درصد میرسد، یعنی دائم کم میشود به نحوی که ۴۰ درصد توسعه انسانی در همین سال به ۵۰ درصد میرسد بنابراین معلوم است که نظام و انقلاب ما اولویت بیشتری را برای مردم قائل است.



 

در تمامی عملیاتها ارتش و سپاه نقش داشتند

به گزارش دفاع پرس، اخیراً یک جلسهای بود و مدیران محترم بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس هم در آن جا حضور داشتند ـ در آن جلسه که امیر معینوزیری هم شاهد است ـ گفتم دست از مناقشه بین ارتش و سپاه بردارید.

اینکه من چقدر نقش داشتم در این عملیات و تو چقدر نقش داشتی، اینها ما را به هیچجا نمیرساند چون برادران عزیز ارتش جمهوری اسلامی ایران اشهد بالله و خدا گواه است هر آنچه که امکان داشت در زمینه هوانیروز شجاع، نیروی زمینی ارتش جمهوری اسلامی ایران، توپخانههای این نیرو ، نیروی زرهی، مکانیزه، هوایی و پدافند هوایی ارتش قهرمان، همه در عملیات کربلای ۵ در کنار ما بودند.

 روز سوم عملیات کربلای ۵ که من یادم نمیرود آقا محسن به جناب سرهنگ انصاری فرمودند: سلام من را به بچههای هوانیروز برسانید و به اینها بگوئید مثل عملیات فاو رسالت خودشان را انجام بدهند.

جناب سرهنگ انصاری فرمودند چشم، من سلام شما را میرسانم و حتماً چنین خواهیم کرد. یعنی تمامی امکانات ارتش در همه این عملیاتها بوده است.

اینکه ما چه نقشی داشتیم و شما چه نقشی داشتید، این مناقشه ما را بهجایی نخواهد رساند؛ همه ما نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران بودیم و در تمامی عملیاتها ارتش و سپاه نقش داشتند و ما عملیات مستقلی اصلاً در طول جنگ پیدا نمیکنیم.

منبع: فصلنامه نگین ایران

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها
آخرین اخبار